تاريخ : يکشنبه 19 / 3 / 1392 | 1:40 AM | نویسنده : نیلوفـــر♥ღ

نه اولش پیداست
و نه آخرش ...
با این همه باید تا آخرش بروم ...
بگذار بنشینم و نفس تازه کنم ...
نترس !
تصمیم من عوض نمی شود ...
به سنگی بدل نمی شوم که کنار راه افتاده باشم ...
نترس !
این بار هم که تاول پاهایم خشک شود ...
دوباره عاشقت می شم ...
دوباره راه می افتم ...
دوباره گم می شوم ...
هر طور شده این راه را تا آخر می روم !

  • مطالب مرتبط
  • مثل خودم که عشقم پپیشم نیست تو این روز:(
  • بیداری این شباها برایم اندازه ی یک سال می گذرد
  • خاطرت مانده در خاطرم هنوز
  • سیگــــــــــارر آخر
  • بعضی ها فقط بلدنند که تظاهر کنند وگرنه هیچیــــــ نیستند!!!
  • روز مهمــــــ(تولدت مبارکـــ2/17


  • امتیاز بدهید :

    | امتیاز : 4
    موضوع : واقعیت محـــــــــــض, | بازدید : 765
    برچسب ها :