آســـــــــمان نیلوفری

مطالب مرتبط

سهراب سپهری

آخرین جستجوها

کدام باد تو را به سرزمین من آورد

نیلوفر رویید، ساقه‌اش از ته خواب شفافم هم سركشید من به رؤیا بودم سیلاب بیداری رسید چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم نیلوفر به همه زندگی‌ام پیچیده بود در رگ‌هایش من بودم كه می‌دویدمهستی‌اش در من ریشه داشت همه من بود كدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد (سهراب سپهری)

نمایش ادامه مطلب


دیوانه ی باران زده.!

سهراب گفت چشمها را باید شست ! شستم ولی… گفت جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفت زبر باران باید رفت رفتم ولی….. او نه چشم های خیس و شسته ام را ,, نه نگاه دیگرم را,, هیچکدام را ندید ,, فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه ي باران زده  

نمایش ادامه مطلب